شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

17

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

رهبرى جهان اسلام برمىگزيند و او را عضو شورا و در كنار على عليه السّلام قرار مىدهد ! با آن كه وى آيندهء حكومت عثمان را به خوبى پيش‌بينى مىنمود و سرنوشت شوم مسلمانان و بيت المال را در عصر قدرت آل عثمان آشكارا بيان مىكرد . آنجا كه يك بام و دو هوا دارد چهره‌هاى ضدّ و نقيض و تضادهاى روشن و آشكار و يا به قول معروف براى يك بام و دو هوا قائل بودن ، از مسائلى است كه در تاريخ زندگى بسيارى از مردان سياسى و كسانى كه خود اهل « حل و عقدها » و « زد و بندهاى ريشه‌دار » هستند ، فراوان سابقه دارد . در يك جا موضوعى تحريم مىگردد و جلو انجام كارى به شدت گرفته مىشود ، ولى در جاى ديگر كه مصالح اقتضا كند ( البته مصالح فردى و شخصى خودشان ) همان موضوع انجام شده ، بلا مانع و بلكه لازم اعلام مىشود ! نه تنها در عصر حكومت ، بلكه حتى پيش از دوران حكومت - آنجا كه راه را براى زمامدارى و حكومت خويش و رفيقش أبو بكر با دقت و مراقبت هموار مىسازد - اين چهرهء متفاوت را مىتوان ديد . از آن جمله : پيامبر بزرگوار اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم در بستر مرض افتاده و در شرف ارتحال به جهان ديگر هستند . جمعى از صحابه نزد وى نشسته‌اند . رسول خدا فرمودند : « براى من قلم و قطعهء سفيدى بياوريد تا چيزى بر آن بنويسم كه پس از من گمراه نشويد . » پيداست كه اين نوشتهء پيغمبر چيزى جز دربارهء وصايت و زمامدارى على عليه السّلام نخواهد بود و اگر اين نوشته و سند كتبى صريح در دسترس امت باشد ، ديگر مشكل مىتوان با تفسيرها و توجيه‌ها همانند آنچه دربارهء غدير و فرمان خداوند در آنجا نسبت به زعامت و حكومت فرزند ابو طالب عليه السّلام انجام شد ، اينجا انجام داد . از اين نظر ، عمر بلا فاصله به سخن پرداخت و با يك جسارت شرم‌آور جلو انجام اين كار را گرفت و با صراحت گفت : « اين مرد يعنى پيغمبر ( نستجير باللّه ) هذيان مىگويد . كتاب خدا در بين ماست و آن ما را كافى است » « 1 » . ولى همين مرد - مردى كه از وصيت رسول خداى جلو مىگيرد و به بهانهء اين كه « قرآن در بين ماست » از نوشتن آن منع مىكند ، در هنگام مردن أبو بكر در كنار بستر وى نشسته در حالى كه

--> ( 1 ) - محمد بن اسماعيل بخارى : الصحيح ، دار الفكر بيروت ، 1401 ه ق - 1981 م ، ج 1 ، ص 37 . ( صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 76 - مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 355 )